تا کی به راه وصل تو باشد نگاه من

تا کی رود به سوی سما دود آه من

تا کی به دشت و کوه و بیابان گذر کنم

یابم تو را که شوی تکیه گاه من

این ساحت خزان دلم را بهار کن

تا بشکفد چو غنچه نرگس نگاه من

هر شب کنار چشمه نشینم به اشک چشم

شاید در آب دیده شود عکس ماه من

جام وصال کی به لبم آشنا کنی

بر گو که غیر عشق چه باشد گناه من

روز ازل به روی تو تکبیر گفته ام

دل تا ابد بسوزد از این اشتباه من

راه طریقتی نبود جز طریق عشق

افکن فوغ دیده و بگشای راه من

تا بر سرم قدم ننهی جان نمی دهم

در سینه آتشی ست که باشد گواه من


ندای طریقت منبع : ندای طریقت
برچسب ها :